خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

444

نهج البلاغة ( فارسى )

جنگ نهاوند بوده كه شهرى است نزديك همدان ، و مجمل اين واقعه اينست : يزدگرد پادشاه ايران لشگر بيشمارى در شهر نهاوند به سپهسالارى فيروزان گرد آورد تا بجنگ لشگر اسلام قيام نمايد ، عمّار ياسر كه در آن وقت حاكم كوفه بود چون آگاهى يافت نامه‌اى بعمر نوشته به او خبر داد ، عمر اصحاب را گرد آورده براى رفتن خود به اين كارزار مشورت نمود ، هر كس رأى و انديشهء خويش را اظهار مى داشت ، عثمان گفت به همهء مسلمانان شام و يمن و مكهّ و مدينه و كوفه و بصره بنويس تا براى جنگ حاضر شوند و خود نيز به همراهى ايشان حركت نما ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود صلاح نيست از مدينه حركت كنى ، چون اين شهر مركز مملكت و پايتخت اسلام است ، و نيز صلاح نيست كه لشگر از شام بخواهى ، چون شهرى كه به سختى بتصرّف در آمده سزاوار نيست از لشگر تهى ماند ، مبادا هرقل پادشاه روم آگاه شده از كمين بيرون آمده دوباره آنجا را بتصرّف در آورد ، عمر گفت يا علىّ پس دستور چيست فرمود رأى اينست كه تو در مدينه مانده مرد دليرى را امير لشگر اسلام نموده بجنگ ايرانيها بفرستى و اگر هم مغلوب شده شكست بخورند تو در جاى خود مانده دوباره لشگر آماده مى سازى و براى سردارى لشگر اسلام نعمان ابن مقرن لياقت دارد ، عمر اين رأى را اختيار نموده نامه‌اى بنعمان كه در بصره بود نوشت و او را مأمور نمود كه به سپهسالارى لشگر اسلام بجنگ ايرانيها برود ، و نعمان چون نامه را خواند با زياده از سى هزار نفر مرد جنگى روانهء نهاوند شد و پس از زد و خورد بسيار آخر الأمر فتح نصيب مسلمانان شد و اين جنگ را مسلمين فتح الفتوح ناميدند ، و يزدگرد فرار كرد ، خلاصه از جملهء فرمايشهاى امام عليه السّلام هنگام مشورت نمودن عمر با آن حضرت اينست ) : ( 1 ) يارى نمودن و خوار كردن اين امر ( دين مقدّس اسلام از ابتداء ) به انبوهى و كمى ( لشگر ) نبوده است ( تا از بسيارى لشگر كفّار و كمى سپاه خود بهراسيم ) و آن دين خدا است كه آن را ( بر سائر اديان ) پيروزى داده و لشگر خدا است كه آنها را مهيّا ساخته و كمك فرموده تا آنكه رسيده به مرتبه‌اى كه بايد برسد و آشكار گرديده جائى كه بايد آشكار شود ، و ما به وعدهء از جانب خدا منتظريم ( در قرآن كريم س 24 ى 55 مى فرمايد : وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً